دهانهای گل آلود، زبانهای بریده
دهانها را که گل میگرفتند ما دهانمان بسته بود. زبانها را که می بریدند، ما زبان را در کام کشیده بودیم. این شد که فردای آزادی، ما سخنران شدیم و از مجاهدتها گفتیم، و تو گوشهای خزیدی و بی زبان طعم گل آلود دهانت را سالها تف کردی به عکس روی دیوار.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر